أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
591
مناقب العارفين ( فارسى )
بجناب جلال « 1 » ذات بىچون حق رجوع فرموذ و حظاير قدس را بر مجالس انس انس اختيار كرد ، حضرت « 2 » مولانا اختيار الدين امام « 4 » مولوى كه فرشتهء مصوّر بوذ گفت : چون جسم حرير مبارك « 3 » ايشان را بر سر سرير نهاذم و بادب تمام و مهابت عظيم و غايت دهشت مىشستم و ياران محرم آب مىريختند و قطرهء آب بر زمين نچكيذ الّا كه همه را نوشيذند ؛ چنانك صحابهء كرام آب حضرت رسول را عليه السلام كردند ؛ همانا كه « 7 » چون دست بر سينهء سيناى مباركش نهاذم خذاوندگار ما حركت عظيم كرد و از من بىاختيار نعرهء عظيم « 8 » برآمذ و روى خوذ بر سينهء بىكينهء مباركش نهاذم و مىگريستم ؛ همانا كه بدست راست گوش مرا چنان بگرفت كه هوشم برفت ، يعنى كه دم مزن و جرأت مكن ؛ همچنان متحيّر گشته دنگ « 11 » مانده بوذم ، از هاتف آوازى شنيذم كه أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ( 10 / 62 ) و المؤمنون لا يموتون ، بل ينقلون من دار إلى دار شعر ( رمل ) نيست عزرائيل را بر عاشقان دست و رهى * عاشقانِ عشق را هم عشق و سودا مىكُشذ بعد از آنك جنازه را بيرون آوردند كافّهء اكابر و اصاغر سر باز كرده بوذند و تمامت زنان و مردان و اطفال حاضر گشته رستخيزى برخاسته بوذ كه رستخيز « 19 » قيامت كبرى را مانستى ؛ همگان گريان و اغلب مردان « 5 »
--> ( 1 ) جلال ZB ذات K ( 2 ) حضرت ZK : خدمت B ( 4 ) امام ZK : - B ( 3 ) جسم . . . مبارك Z : جسم حرير K حرير جسم مبارك B ( 7 ) همانا كه ZK : + كه B ( 8 ) نعرهء عظيم ZK : نعرهء B ( 11 ) دنك ZK : دنكى B ( 19 ) رستخيز ZK : رستخيزى B ( 5 ) مردان ZK : مردم Z